عکسها و شعر های حجت فرهنگدوست

@HojjatFarhang

Telegram:
HojjatFarhang@

Line ID
H.farhangdoost


Instagram:Farhangdoost_h

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

۱۶
شهریور


چه بود نام گداخته ی آن فصل؟

وقتی در گوشه ای از ارغوانی باغ

به قناعت سکوت

به دستهایم گفتی

تو را دوست دارم

۱۵
شهریور

تو از قبیله صبحی

از خویشاوندان شعر های زود رس سیستان

گام های دل انگیزی دارد 

دکمه های صبور پیراهنت

تو‌ را که دیدم، انگار تن دریا را دیدم

چه بساط دل انگیزی دارد شعرهایم

وقتی هزار پرنده دریایی 

در نخلستان های دستان تو‌ بخواب رفته 

تو‌ از قبیله صبحی

از سرزمین های چسبیده به گلوی دریا

پیراهن رنگارنگ تو

ساتنی از شعرهای تفتان 

تو را که می بینم

انگار که چکاوکی را، 

رو به دریا به بند کشیده اند


ای گرمتر از تلاوت معصومانه خورشید

دختر صدوبیست روز، روزهای داغ

مرا به خیمه بادهای موسمی 

به تیغ شن های شعر اندود

به بساط دل انگیز بازارهای ماهی

مرا به خودِ خودت دعوت کن


 از تو دلگرم می شوم به حنجره های شعر زندگی

در ابتدای همین صبح

از زیر گیسوانت 

بیرون بکش خورشید را

من خویشاوندی از دردهای توام

به زمزمه ی لحظه های خوب تو آمده ام

تو را به کم آبی گرفته اند

از تشنگی تو

هزار کوه برفی در خواب سیستان گریستند

بساط اندوه را جمع کن

تو‌ از قبیله صبحی

از سرزمین های چسبیده به گلوی دریا


ح.فرهنگ

شهریور۹۴





۱۳
شهریور

می دانم

گله ای نیست از تو

این عادت شهریور است

همانطور که با یک دست 

می فشارد گلوی داغ مرداد را 

با نگاهش اما، 

چشمان پاییزی مهر را عاشق می کند

او نیز مانند تو 

مامورست و معذور...


زندگی 

هوسی در هوسی بیش نیست.

۱۱
شهریور


چگونه می زند نبض سیاهی  نگاهت؟

اجتماع تمام شب مدادهای دنیا

شاید ترسیم یک شب مشکی چشمان تو


چگونه می درخشی؟

ماه

چهارده شب نخوابیده بر هلالش


حسادت همیشه ارغوانی نیست.


ح.فرهنگ

یازدهم شهریور ۹۴

۱۱
شهریور

شیار های بسیاری،

در روح من دیده می شود

معدنی گم شده

با ظهور رگه هایی از حسادت های عمیقم

۱۱
شهریور

با قبلی مملو از عشق

و سری پر از امید های زیبا

به احساس دستانم هجوم می آورم

بگذار منهم در نوازش رویاهایت 

با دستانم شریک باشم...

۱۰
شهریور

تازیانه قطار

سوت ایستگاه

وحشت ریل

گام های آغاز سفر،

هجرت،

زندگی، ترنی که دیگر نخواهد آمد

۰۸
شهریور

نیستی که ببینی

در میان بازوان خواب من

قد کشیده ای

تمام.

۰۷
شهریور

تو اگر نخواهی

باز نخواهم گشت به دیارم

می مانم همانجا

می مانم، میان تمامی اجساد گام هایی که مرا بردند

۰۷
شهریور

مسافر!

به کدامین سو ؟

گریزان کدامین یاد؟

در نهان است، راز مهتاب گونه تمام جاده ها

شعرهایت بر پشت

پشتت بر ستون های مهربان خاک و باد

باد در هوس بوسیدن لبان شالیزار